خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعر ادبی درباره ی کهرلا


    ای خدابخشی تو ای ایل غیور

    اصلیت داری تو از بهرام گور

    حاکم اورک تو بودی یک زمان

    تاج و تختی داشتی در این مکان

    انقدر بودی تو بی کبر و ریا

    گر چه داشتی قدرتی چون پادشاه

    کوه گره کوه سفید و کوه مات

    روزگاری بوده اند در زیر پات

    یاد کن گردو خله را ایل من

    چال بردر وار پهنه ایل من

    اب برنج گندی و چشمه پوتیت

    وار ریزی سرگر ان چادرت

    گرمسیرت گر چه بوده کهرلا

    یاد کن ییلاق را کوچ کن بیا

    زین بکن اسبت تفنگت را به دست

    وقت کوچ است نباید یکجا نشست

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    شعر ادبی درباره ی کهرلا

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده